رفتن افق را كمي جابجا مي كند، همين! ________________________

خرید بک لینک

آدم هایی هستند دور...فاصله ی جغرافیایی اینجا منظورم است، امّا توی ذهنت چند سطری زیبا نوشته اند...ننوشته اند...حک کرده اند که با تو بماند. " عارف رمضانی " یکی از آن کم نظیرهای ماندگار بود برایم.
آدم هایی هستند توی زندگی مان که اصلاً شاید نبینیمشان. شاید مثلاً از طریق دوستی دنبال کسی می گردی اهل فن و صاحب نظر که داستانت را با صبر و حوصله بخواند و نقد و نظرش را بگوید بی هیچ تعارفی و برسی به عارف، عارفی که در زمینه ی ادبیّات با هیچ کس شوخی نداشت... .عاشق ادبیّات بود و فلسفه...اینها مهم نیست که عاشق زندگی بود. می گفت : " آدم هایی در زندگی موفقترند که بازی های بیشتری برای خودشان طراحی می کنند "( یعنی که اهل مطالعه اند...اهل تحصیل و یادگیری...کار و فعالیت و...و...) . می گفت: " آدم توی چاه هم گیر افتاد باید راهی پیدا کند " ( فریاد بزند کمک بطلبد؛ هرچند ندیدم خیلی راحت از دردها بگوید...چنگ بیندازد خودش را بکشد بالا...نشد با ناخن هم شده دیوار را هی خراش بدهد و بدهد تا... ) . و خب! حرف هایش حرف نبود که در عمل هم همین طور بود خودش. می خواستم دو شعر از عارف را بگذارم اینجا. ابتدا از همسر محترمش اجازه گرفتم و داشتم فکر می کردم چند کلمه ای هم از خود عارف بنویسم...چه بنویسم و ننویسم که پاسخ همسرش ناخودآگاه بغض شد، نشست توی چشمهایم و ... .
نوشته بودند : " باعث خرسندی عارف خواهد بود حتماً " .

دلتنگ سخت گیری هایش می شوم...این عارف های زندگی تعدادشان خیلی خیلی کم است، حضورشان هم کم، امّا آن قدر ارزشمند و قوی که بعد فکر می کنی به « بهترین معلّم » های زندگی ات و اصلاً صرفاً منظورم آنها نیست که خط نوشتن را یادمان دادند که بوسه بر دست هایشان، بلکه آنها که بی ادّعا خطّی زیبا در دفترت نوشته اند به یادگاری...
( فاطمه محسن زاده )
*****
چه فرق مي كند اين ماهي در تُنگِ سفره هفت سین من دُم بزند
يا دماغه ي اميد نيك
آبهمان آب است وخانه تقريبي ازآب
چه فرق مي كند اين كبوتر از كدام گندم بخورد
از كجا بپرد
پاي چنار آسيد ابراهيم
يا پاي مجسمه ي آبراهام لينكلن
كُلن لندن لنگرود
پرواز تقريبي است از فاصله ي آسمان و زمين
تيان آنمِن آزادي ايفل
رفتن افق را كمي جابجا مي كند، همين!
(عارف رمضانی. خرداد88)
***********
تناقض يعني من
وقتي كه از پله ها پايين مي آيي
پارادوكس يعني تو
وقتي كه از پله ها بالا مي روم
ناسازه يعني آسانسور
وقتي كه روي پله ها
از كنار هم رد می شویم
(عارف رمضانی. اردیبهشت 1388 )

#عارف_رمضانی
#یادداشت

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۱۲ساعت توسط فاطمه محسن زاده| |

برای هیچکس...

ما را در سایت برای هیچکس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 6:28

صفحه بندی